|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 3:12 توسط مرواریدخلیج فارس
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386ساعت 3:12 توسط مرواریدخلیج فارس
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 17:31 توسط مرواریدخلیج فارس
|
|
||
|
|
|
|
|
یاد دارم کودکی بودم خرد با صدای گرم مادر هر صبحدم در میان بستری نرم و تمیز می گشودم چشم بر نور سفید می گشودم دل بر نور امید یاد دارم سفره خانه ما بوی سنت می داد داخل خانه ما جلوه ای زیبا داشت از زن ایرانی جلوه ای از یک شمع ذره ذره می سوخت و نداشت پرو ایی که به آخر برسد کودکم هوش بدار قبر مادر اینجاست جای مادر خالیست دل من تنگ شده مادرم دیگر نیست ادامه مطلب |
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 17:30 توسط مرواریدخلیج فارس
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم اسفند 1386ساعت 1:33 توسط مرواریدخلیج فارس
|
|
||
|
|
|
|
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 12:58 توسط مرواریدخلیج فارس
|
|
||
|
|
|
|
|
|
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه هشتم اسفند 1386ساعت 12:54 توسط مرواریدخلیج فارس
|
|
||